کامیکازه(توفان الهی) قسمت دوم
سودای فتح ژاپن از سر مغول ها نیفتاد و آنها باز هم به زمینه چینی برای یورشی تازه ادامه دادند.در سال 1283 قوبلای ستادی برای بسیج حمله به ژاپن تشکیل داد اما با مرگ او در سال 1294 این نقشه نافرجام ماند. در ژاپن آماده باش نظامی تا سال 1312 ادامه داشت زیرا که با وسایل آنروزگار خبری از وضع مغولان نداشتند و پیوسته نگران بازگشت آنها بودند.
با اینهمه
تلاش و لشگرکشی چندباره گرفتن ژاپن برای مغولان سرنوشت ساز نمینمود زیرا که سرزمین
کوچک و جزیره ای ژاپن را نه تهدیدی برای خود میدیدند و نه غنیمت ارزنده ای و این
جنگ بیشتر انگیزه جاه طلبی و حیثیتی داشت. اما در پیش ژاپنی ها این یورش نخستین
تلاش برای تجاوز به خاک مقدس ژاپن و اشغال آن در سراسر تاریخ این کشور بود و نیز
آخرین تلاش ازینسان تا پایان جنگ جهانی دوم
که نیروهای امریکا ژاپن را اشغال کردند.
پیروزی ژاپن در راندن مغولان را یک معجزه دانسته اند. کمی پیش از نخستین یورش مغولان امپراتور پیشین به زیارتگاه شینتو رفت تا برای پیروزی ژاپن دعا کند. فرمانروای نظامی "شیکن" "هوءجوء توکی مونه" نیز نیایش خود را با نوشتن دعاهای بودایی با خونش انجام داد. چون خبر نابودی دشمن_بکمک توفان بهنگام_رسید چنین باور داشتند که این توفان"کامی کازه"یا تند باد آسمانی بوده و به اراده خدایان در گرفته است ازین رو ایمان به خدایان و قدسیان شینتو و به بودا بیشتر شد. این باور که ژاپن سرزمین خدایانست و آنها پاسدار آنند نیز در دل و اندیشه مردم بیشتر جای گرفت.
فصل توفانهای ژاپن در اردیبهشت آغاز میشود و تا ماه آبان دنباله دارد. توفانهای متعدد پیش و پس ازتابستان گوشه و کنار ژاپن و بیشتر کناره های جنوبی و غربی آنرا در مینوردد.تندبادها در تابستان به علت فشار بالای جوی در شمال اقیانوس آرام ازغرب و قاره آسیا می آید.این توفانها که شماره متوسط آنرا در سال 23/7تندباد محاسبه کرده اند بیش از 38/3میل در ساعت یا 17متر در ثانیه سرعت دارد و بعضی از آنها از روی ژاپن میگذرد. گرچه "کیوشو"(جزیره جنوب غربی) بیش از دیگر جزایر ژاپن توفانی است محل و هنگام توفان ثابت نمی باشد. در دو حمله مغول چنین پیش آمد که این توفانها در خطیرترین روزها و در حساس ترین جاها در گرفت و سرنوشت جنگ را تعیین کرد. این تقارن بسیار بعید می نمود و این باور را پیدا آورد که این تندبادها فرستاده آسمان است.
بسیاری از ژاپنیها در آن هنگام تلاش و شور سامورایی ها را دست کم گرفتند و نجات ژاپن را تنها به یاری کامیکازه یا تندباد آسمانی دانستند،وچنین باور داشتند که در هنگامه ی خطر در آینده هم خدایان خود به یاری و رهایی ژاپن خواهند آمد. در جنگ دوم جهانی نیز هواداران کامی کازه که برای جلوگیری از نابود شدن ژاپن در روزهای نومیدی تن به نابودی میدادند و به دشمن می تاختند،الهام گرفته از این خدایان و تندبادهای آسمانی شناخته می شدند.
مغولان نخستین کسانی بودند که نیروی باروت را برای حمله به ژاپنی ها به کار بردند و "توپهای منفجر شونده" بزرگ آهنی به سوی آنها پرتاب کردند. اما ازین هنگام تا آمدن اروپایی ها و آوردن اسلحه آتشین به ژاپن تقریبا در سه قرن بعد،ژاپنی ها کوشش چندانی در بکار بردن باروت در جنگ نکردند. این شاید از سویی برای آن بود که شاید نام و موضع آنها را بعنوان سلحشوران و رزمندگان سنتی و صاحبان فنون جنگی قدیم تحت شعاع در آورد،کند بودند. در حالیکه مردم در جامعه متمدن و در برابر نو شدن زمانه، به تغییر و تحولات ناگزیرند،امیران ملوک الطوایف، برروی هم، در برابر موج تغییرمقاومت و ستیز بسیار نشان دادند.
یکی از میراثهای لشکرکشی مغولان به ژاپن، پرده بزرگ نقاشی "حمله مغول" میباشد که بخش های مهمی از آن بازمانده است. این نقاشی عالی و با جزء پردازی و استادی ستایش انگیز و به درخواست و سفارش یک سامیرایی"کیوشو" به نام "تاکه زاکی سوئه ناگا" (که در دو نبرد 1274و1281 جنگید) کشیده شده است، تلاش و جانبازی "سوئه ناگا" را درحمله نخستین وسفر او را در سالهای بعد به شرق برای اثبات فداکاری خود وگرفتن پاداش و پایگاه از حکومت شگونی کامامورا همراه با شرح و نوشته تصویر کرده است. "پرده حمله مغول" "سوئه ناگا" را نشان میدهد که بارها و بسیار در زیارتگاه شینتو و معابد بودایی زیارت میکند تا بتواند دلیری خود را در جنگ نشان دهد و پاداشی بزرگ بگیرد. اما گفته اند که او یکبار هم برای پایدار ماندن میهنش دعا نکرد و توجه او،همه وهمه، به جلوه کردن و نام آور شدن خویش و گرفتن پاداش برای خود و خوانواده اش بود. شاید که این شیوه و اندیشه رزمندگان در احوال این دوره از تاریخ ژاپن طبیعی بود.
