بیوگرافی استاد تانمورا

او در 28 آگوست 1947 در شهر ماتسوبوشی از توابع سایتاما ژاپن با نام تسونه هیسا تانه مورا متولد شد.او بعدا نام خود را به "سوتو" به معنی راه شمشیر تغییر داد.

پدرش ساداتسونه تانه مورا هفدهمین نسل از خاندان سامورایی فرمانروا اودا و سی وا بود که با دایمیو های معروفی چون ساساکی و تاکدا همخون بودند.او در کن جوتسو(هنر شمشیر زنی)و جوکنجوتسو(هنر نیزه) و همچنین جوجوتسو(سیستم شیزن ریو)و نینجوتسو(سیستم تاکدا) مهارت داشت.مانند همه ی اساتید سنتی او از همان کودکی شروع به آموزش های هنرهای رزمی به پسرش کرد.

تانه مورای جوان از وقتی که 9 سال داشت تحت نظر پدر و عموی پدرش کاکونوسوکه یامازاکی دان هشت اونوها ایتو ریو آموزش میدید.او تقریبا روی تکنیکهای بدون اسلحه و شمشیر هر روز کار میکرد.

تمرینات همیشه جدی و سختگیرانه پیگیری میشد.تمرینات در فضای باز بصورت پا برهنه و صرف نظر از شرایط آب و هوایی انجام میشد.او بقدری پشت سر هم و از خود بیخود حمله میکرد وضربه میزد که از فرط خستگی بیهوش میشد واو را با آب یخ به هوش میاوردند.

در سن 15 سالگی او تمرینات شیندو موسو ریو کنپو را زیر نظر استاد معروف سی شیرو سایتو آغاز کرد.در همان سن در دوران دبیرستان او شانس این را پیدا کرد که همزمان با یوشین ریو جوتسو سبک بلند آوازه آسایاما ایچیدن ریو تای جوتسو را شروع کند.تمریناتش بقدری فشرده بود که در سن 22 سالگی درجه ی منکیو کایدن(استاد کامل)را در شیندن فودو ریو و کوکیشین ریو دریافت کرد.
در طی دوران دانشگاه او با دکتر کینبی ساتو آشنا شد. او از این طریق با استاد تاکاماتسو که به همراه ساتو تمرین میکرد آشنایی پیدا کرد.


شوتو تانه مورا

رقیب اصلی ماساکی هاتسومی

مصاحبه کننده تسوبار ایریم

در غرب وقتی کسی بخواهد در مورد اساتید نینجا تفکر کند سریعا به یاد استفان هیس و رابرت بیسی می افتد.به هر حال در چند ماه گذشته یک رقابت سخت بین دکتر ماساکی هاتسومی سی و چهارمین استاد بزرگ نینجوتسو و شاگرد ارشد و دوست او شوتو تانه مورا در گرفته است.تانه مورا تقریبا 30 سال است در هنرهای رزمی فعالیت میکند که 25 سال آنرا با هاتسومی و توشیتسوگو تاکاماتسو(سی و سومین استاد بزرگ نینجا)گذرانده است.در پاییز 1984 تانه مورا که در آنزمان دان 8 سیستم بوجینکان را داشت و دست راست هاتسومی محسوب می شد از او جدا شد که این عمل ظاهر چندان خوبی نداشت.بر طبق شواهد مشاجره بین تانه مورا و هاتسومی در مراسم دفن مادر هاتسومی بالا گرفت.این عمل ضربه ی سختی به رابطه این دو نفر که همچنین نسبت فامیلی دوری نیز داشتند زد.مدت کوتاهی بعد از آن تانه مورا بوجینکان را رها کرد وسیستم جنبوکان خودش را پایه گذاشت.بعد از جدایی تا حالا نه تانه مورا مربی سابق پلیس شهری توکیو ونه هاتسومی تمایلی به بحث در مورد این معضل نداشتند.در یک مصاحبه که دراکتبر 1986توسط اندی آدامز از مجله black belt ماساکی تانه مورا را مورد حمله قرار داد وگفته بود"او مهارت کافی در نینجوتسو برای اداره مدرسه خودش را ندارد" و اینکه "مدرسه ی تانمورا یک مدرسه جعلیه و اون روح واقعیه نینجوتسو را نداره"

وقتی تانه مورا این مصاحبه را انجام داد هنوز مقاله کمربند سیاه بیرون نیامده بود او این مقاله را رک و راست و خالصانه درست کرد( و شاید بیشتر دیپلماتیک و سیاسی ) و نسخه دو بخشی خود را برای اولین بار ارائه داد این نبرد منحصر به فرد ستاره های نینجا بود با شاگردان برتر در ایالات متحده آمریکا ، که توسط تانه مورا هدایت می شد.

تسوبار ایریم کسی که مدرسه جنبوکان را در لوس آنجلس تاسیس کرد



FIGHTING STARS NINJa: شما در مورد پیشرفت نینجوتسو در ژاپن چی فکر میکنید؟

SHOTO TANEMURA: خوبه چون مردم علاقه مندند سوال میکنن و در نهایت بعضیهاشون تصمیم میگیرن و امتحان میکنن و توی مدارس معتبر ثبت نام میکنن.البته بیشتر تصوراتی که بعضی از مردم دارند اشتباهه و دانسته هاشون از منابع دست اول نیست. هرچند این مورد توی خود ژاپن هم هست بطوریکه بیشتر عوام یک پیشتصوری که از کتابهای کمیک و فیلمهای چمبرا؟ که در اونها نینجاها به شکل شیاطین قاتل نمایش داده میشن- ناشی میشه دارن. من فکر میکنم سرانجام وقتی گردوخاک بشینه ما میبینیم که افراد جدی و با پشتکار با تصفیه امور راهشون رو به نینپو(سطح بالای نینجوتسو) باز میکنند در حالیکه افراد نه چندان با پشتکار راه خودشون رو میرن.نینپو عاقبت در یک انتخاب اصلح مفید خواهد بود.

FSN:چرا نیازه که نینجوتسو رو گسترش بدیم؟چرا نمیگذاریم این یه راه قدیمی بمونه مثل یک حرفه پنهان قبیله ای؟

ST: اول اینکه بنظر نمیرسه امروزه در غرب خطرات قریب الوقوع فیزیکی برای افرادی که زندگی خانوادگی دارند اتفاق بیفته. مردم برای حفاظت خودشون به پلیس به قوانین وبه اعتقادات مدرن دمکراتیک تکیه میکنند. این حقیقتا یک تصور غلطه; کسی که مسئولیتی در قبال خودش نداره نباید انتظار داشته باشه دیگران هم داشته باشن اما بیشتر مردم اینرو درک نمیکنند. من معتقدم نینپو انسان رو با اعتماد به نفس وعلاوه بر اون سالم تربیت میکنه. بعلاوه بدلیل اون عقاید رایج میان مردم که گفتم مردم به معرفت و خرد و ارزشهای باستانی علاقه مند نیستند. اونها به چیزی اعتقاد دارند که بیشتر مردم در همه ی دوران ها داشتند اینکه امروز با گذشته متفاوته و درسهای سودمندی از گذشته برای ما نیست. بدلیل این پنداشت مردم امروز ندرتا زیر بار هنرهای باستانی مثل نینپو میروند. من نگرانم که این هنرها فراموش بشند. اکثر جوانهای ژاپنی بیشتر به بیسبال علاقه دارند تا بودو. اگر هم هنرهای رزمی تمرین کنند اغلب به سمت کاراته یا کندو میروند.

FSN: پس با این روند رشد نینجوتسو از بین نخواهد رفت؟

ST: با توسعه این رشته کیفیت آموزش ها کاهش پیدا میکنه. همینطور افراد دغلباز زیادی که از این راه پول در میاورند عقاید غلط رو منتشر میکنند. در سالهای کوتاهی توسعه اون کاهش پیدا میکنه و اگه یک مرکز اصیل نباشه که همه از اون اطاعت کنند هنر نینجوتسوی واقعی نابود خواهد شد. این چیزیه که ما تلاش میکنیم تا بدست بیاریم با کمک جنبوکان.

FSN: چه زمانی شما دوباره به امریکا بر میگردید؟

ST: نمیدونم.شاید سال آینده-شاید پنج سال دیگه. وقتی مردم برای آموزش بیان برای اینکه منو ببین یا کار منو تماشا کنن یا بگن (مثلا برای خود نمایی بگن که ) ما با تانمورا تمرین کردیم اونا شاگردای واقعی نینپو نیستند. شاگردان واقعی نینپو کسانی هستند که بخواهند تمرین کنن چه من بیام چه نیام-برای خود رشته برای آموزشهای حقیقی و برای اهداف خودشون اینها شاگردان واقعی هستند. وقتی به این باور رسیدند من میام.

FSN :قلمرو خاصی هست که نینجا باید برای آمادگی خودش روی اون تمرکز کنه؟

ST : همه ی اعضای بدن مخصوصا مغز. یک نینجای خوب مثل هر استراتژیست برای هر پیشامدی باید آماده باشه. حتی انگشت کوچک شما اگه در موقعیت درست قرار بگیره میتونه چیزی باشه که جون شمارو نجات میده. هر تمرینی که انجام میدید باید هدف داشته باشه. برای مثال کسیکه درد رو بهتر تحمل میکنه میتونه پیروز نهایی باشه حتی اگه ضربات مشت حریفش از اون قویتر باشه. یکی از چیزایی که باید توسعه بدهیم توانایی هامونه که باید در زمینه های مختلف باشه. این چیزیه که باعث میشه نینپو شامل هنرهای بسیار زیادی باشه. از حمله های متوسط :نرم و سخت-مستقیم و یا زیرکانه-حمله به نقاط خاص یا همه بدن.این قابلیت تطابق واقعیه. کسیکه راههای دیگه رو نمیدونه چطور میتونه خودشو تطبیق بده؟راز تطبیق علم گسترده و متنوعیست که بطور کامل بنیاد تجربی و استادانه دارد.

FSN : چرا شما راهتون رو از ماساکی هاتسومی جدا کردید؟

ST: چون عقاید ما در مورد شیوه آموزش نینپو متفاوت بود.

FSN: سیستم بوجینکان سالها یکنواخت بود. چطور شد در حالیکه شما در اون سالها کار کرده بودید اونو ترک کردید؟

ST: در واقع شما دو سوال پرسیدید:یک اینکه چرا زودتر اونو ترک نکردم و دوم اینکه چرا تصمیم گرفتم یکدفه در اون زمان خاص این کارو انجام بدم؟ برای سوال اول چند دلیل وجود داره: اول اینکه بوحینکان(سازمان ماساکی) قبلا به شکلی که امروز هست نبود در چند سال اخیره که هاتسومی از راه درست منحرف شده و دیگه اینکه من هنوز به یک نفر برای یادگیری ازاون نیاز داشتم هنوز من به یک استاد نیاز داشتم و استاد تاکاماتسو هم که در گذشته بود. بعلاوه من تصدیق نمیکنم که هاتسومی عمدا از مسیر منحرف شده باشه. بنظر من دیگران- حوادث و تحولات زود گذر روی اون تاثیر گذاشته اند. من فکر میکنم که اون بالاخره به راه درست بر میگرده- به راه قدیمی.

برای سوال دوم من وقتی ترک کردم که به دیدگاه درستی رسیده بودم و اینکه اختلاف قابل ترمیم نبود. چند سال قبل از اون من به جایی رسیده بودم که دیگه بیشتر از این به استاد قبلی ام نیار نداشتم. من هر چیزی که اون میتونست به من یاد بده کسب کرده بودم و از اون پس پیشرفتم به خودم متکی بود(با تحقیق و جست و جو).

FSN: چه زمانی شما به اون نقطه ای رسیدید که تصمیم به جدایی گرفتید؟

ST: نه- من میتونستم در حالی که به پیشرفت خودم ادامه میدادم بخوبی جزو تشکیلات هاتسومی بمونم. من نیازی از این نظر برای جدا شدن نمیدیدم. همینطور این به نفع نینپو هست که تفرقه داخلش نباشه. یک اتفاق عمیق و ژرف در دیدگاه بود که باعث اون شد. من زندگیم رو در راه نینپو گذاشتم در راه هنر نه برای یک شخص. این بر خلاف مفهوم و اهداف نینپو هست. اگر چه ما باید به کسی که سر چشمه ی علم ماست احترام بگذاریم.

FSN: و بعدش چی؟ یعنی شما یکدفعه و بی درنگ سازمان خودتون رو پایه ریزی کردید؟

ST: نه من به آموزش شاگردانم ادامه میدادم و جست و جو در مدیتیشن رو. وقتی که طرح و نقشه هام توی ذهنم داشت شکل میگرفت من به مزار استاد تاکاماتسو رفتم و دعا کردم. اونجا بود که به من الهام شد که راهم رو ادامه بدم. من سپس به دیدن خانم تانه تاکاماتسو(همسر استاد) رفتم و درباره ی نقشه هام با ایشون صحبت کردم. ایشان استقبال کردند و منو به گرمی تشویق به ادامه کردند همینطور پسر سنسی آکیموتو شاگرد ارشد استاد تاکاماتسو.

FSN: من فکر میکردم هاتسومی شاگرد ارشد تاکاماتسو باشه.

ST: هاتسومی جوانترینشون بود و این آکیموتو بود که به هاتسومی پیشنهاد داد که سوک(استاد) بعدی باشه به همین دلیل. آکیموتو خودش زودتر از همون سالها بخوبی در کارش پیشرفت کرده بود و اون فکر میکرد که این کارش به نفع خاندان باشه.

FSN: آیا شما مدعی هستید که فقط جنبوکان نینجوتسو واقعی رو آموزش میده؟..................



دوستان عزیز منتظر قسمت دوم حتماً باشید که ادامه همین مصاحبه هست

تصویری از نماد جنبوکان استاد تانه مورا