کامیکازه(توفان الهی) قسمت اول
خطر بزرگ برای حکومت«شوگونی« و فرمانروایان «هوجو» وبرای ژاپن از سوی سلسله ی مغولی چین و در دهه ی 1270 برخواست.در همان هنگام که میناموتو و هوجو دست اندر کار ساختن نخستین حکومت لشگری ژاپن بودند پیشامد های عظیمی در چین و آسیا روی میداد.در فراگرد قرنهای دوازده وسیزده بزرگترین قدرت نظامی که جهان تا آنروز دیده بود بوسیله ی خان معروف مغول چنگیز در آسیای مرکزی پدیدار شد و به حرکت درآمد.مغولان طی چند دهه بیشتر سرزمین های آسیا را در نوردیدند و تا نواحی شرق اروپا نیزمانند لهستان و مجارستان و بوهم امروز راه یافتند.مغولها بادیه نشینانی سوارکار بودند که میتوانیتند چندین روز بر پشت اسب بگذرانندو مسافت های دور را در زمان کوتاه بپیمایند.آنها با شیوه های آمیخته ی نیروی رزمی شتاب وتاخت و قدرت حمله که داشتند براستی مقاومت ناپذیر بودند و بیشتر مردمی که با آنها در قاره بزرگ رویاروی شدند چاره ای جز شکست یا تسلیم نداشتند.
مغولان با آنکه تا سال 1279 جنوب چین را زیر فرمان نیاورده بودند اما حکومت خود را در سالهای خیلی پیشتر در شمال چین برقرار کردندو به رهبری نوه ی توانای چنگیز قوبلای خان سلسله ی «یوان» یا اصیل را در سال 1270 بنیاد نمودند.همین قوبلای خان بود که نخست فرستادگانی روانه ی ژاپن کرد و خواستار شناسایی تفوق و حاکمیت چین در شرق آسیا و اظهار انقیاد به دربار مغول شد.
چین «پادشاهی میانه» بزرگ آسیای شرقی از دیرباز میکوشید همسایگان کوچکش را به ابراز انقیاد و داشتن مناسبات تکریم آمیز نسبت به خود وادارد.چنین مناسباتی آنانرا ناگزیر میداشت که هر چند یکبار هیاءتی برای ابراز احترام وانقیاد به دربار چین بفرستند.یکی از مزایای این فرستادگان ممالک کوچکتر این بود که امپراتوری چین معمولا هدایایی ارزنده تر از آنچه آنها آورده بودند به آنها میداد.اما این مناسبات آشکارا برپایه ی کهتری دربرابر چین بود و ژاپن در میان ممالک شرق آسیا تنها کشوری بود که قرنها سرسختی نشان داده و زیربار آن نرفته بود.
هنگامی که نخستین فرستاده ی قوبلای خان به ژاپن آمد دربار ندانست که چه کند و درخواست را به حکومت باکوفو(در دوران کاماکورا)فرستاد تا به نیابت امپراتور درباره آن تصمیم بگیرد.«شیکن» هشتم فرمانروای نظامی ژاپن به نام «هوءجوءتوکی مونه» که در این هنگام 18 سال داشت همراه با شورای حکومتی تصمیم به رد درخواست گرفت و فرستاده قوبلای رابی دادن پاسخی به چین بازگرداندند.بیگمان ژاپنی ها در سرزمین جزیره ای خود به اندازه ملتهای دیگر آسیا و شرق اروپا از درنده خویی و شکست ناپذیری آشکار مغولان آگاه نبودند.با اینهمه باید فرمانروای هوءجوء و مشاورانش را به داشتن عزم و اراده ی فوق العاده تحسین کرد که چنین موضع استواری گرفتند.
پس از آن قوبلای چند بار دیگر فرستادگانی روانه ی ژاپن ساخت اما نتیجه ای نگرفت.سرانجام خان بزرگ مغول چنانچه پیشبینی میشد سخت برآشفت و بتندی آغاز بسیج برای حمله به ژاپن و تصرف این سرزمین کرد.
دو حمله ی نافرجام مغولان به ژاپن شاید که همیشه برای تاریخ نویسان تا حدی در پرده ی اسرار بماند.
در ماه اکتبر سال 1274 یک سپاه 33000نفره از سربازان مغول وکره ای سوار بر 900کشتی جنگی به سوی ژاپن بادبان گشودند.آنها پس ازرسیدن به کناره های غربی ژاپن جزایر تسوشیما و ایکی در کیوشو را به آسانی گرفتند.هر چند سربازان ژاپنی در آنجا با شمار اندک اما با دلاوری بسیار تا آخرین نفر جنگیدند وکشته شدند.مغولان دشمنی هراس آور و سرسخت بودند و با درنده خویی وبیرحمی رفتار می کردند.آنها سربازان اسیر را با شکنجه میکشتند کودکان وحشت زده را شیون کشان زیر لگد میکوفتند و شکم زنان آبستن را میدریدند و جنین را به نوک شمشیر بیرون می آوردند.خونخواران مغول دست زنان اسیر را سوراخ میکردند و از طناب میگذراندند و آنها را بر سر کمان خود می آویختند.
مغولان سپس روانه شمال کیوشو شدند و در خلیج هاکاتا پیاده شدند.آنها در کادبرد نیزه های بلند کمانهای پرزور و منجنیقهای سنگین گلوله و ترقه اندازچابک دست تر بودند اما ساموراییهای ژاپنی مردانه واز سر جان برای دفاع از میهن خود میجنگیدند و توانستند با شمشیر و کمان جلوی حمله ی ناگهانی مغول را بگیرند.با رسیدن شب و تاریک شدن هوا مغولان به کشتی های خود در دریا بازگشتند.از بخت نیک رزمندگان ژاپن آنشب توفان تندی ناگهانی آن ناحیه را در نوردید و همه ی سفاین مغول را در هم شکست.با دمیدن صبح حتی یکی از شناورهای مغولان هم بر آب دیده نمیشد و به جای آن اجساد بیشمار دشمن در دریا شناور بود.
گفته اند در آنشب 13500نفر مغول در دریا غرق شدند.

سال دیگر قوبلای فرستاده ی تازه ای روانه ی ژاپن کرد و 4 سال پس از آن نیز سفیر دیگری فرستاد.شیکن یا فرمانروای نظامی ژاپن توکی مونه دستور کشتن آنها را داد.در آن دوره سفرهای دریایی چندان دشوار بود که مغول ها نمیتوانستند علت بازنگشتن فرستاده هایشان را دریابند.اما به هر روی درسال 1281 قوبلای بر آن شد که دیگر بار به ژاپن بتازد.ژاپنی ها پیشبینی حمله مغول را میکردند و با ساختن دیواره های سنگی گرداگرد خلیج هاگاتا و سربازگیری و آموزش رزمی دادن به آنها خود را آماده میساختند.در ماه مه سال 1281 نیروی 40000نفری مغول همراه با سربازان چینی و کره ای سوار بر 900کشتی جنگی به استحکامات خلیج هاگاتا حمله آوردند.سامورایی های ژاپنی با دفاع قهرمانانه دو ماه جلو پیشروی مغولها را گرفتند.آنها شبانه با استفاده از قایقهای کوچک آسیبهای سخت به سفاین مغول رساندند.سرانجام دشمن به جزیره کوچکی عقب نشینی کرد و منتظر رسیدن ناوگان کمکی از جنوب چین که با 100000سرباز و2500کشتی جنگی درراه بود ماند.
در نیمه ماه اوت همانسال هنگامی که دو نیرو به هم پیوستند و برای حمله ی تازه به خلیج هاگاتا پیش آمدند توفان سهمگین دیگری در گرفت و لطمه سنگینی به نیروهای دشمن رساند سفاین آنها در باریکه ی راه دریا به هم خورد و عده بیشماری از مردانشان کشته شدند.بسیاری از سربازان چینی و مغول که تن به ساحل کشاندند نیز به دم تیغ ساموراییهای پیروز افتادند.گفته اند که از این دو ناوگان عظیم جز 30000سرباز مغول به سرزمین خود باز نگشتند.
تاریخ ژاپن
استاد ارجمند دکتر هاشم رجب زاده