طریقت عیاری

سوگند به یزدان دادار کردگار
وبه نورو نارو مهر
وبه نان ونمک مردان
ونصیحت جوانمردان و...
سابقه رزم وفنون رزمی در کشورمان را میتوان به زمانی به عقب برد که انسانهای غار نشین روشها ووسایلی را برای بهتر شکار کردن وزندگی موفق تر ابداع کردندو شروع به بسط و توسعه این ابزار و روشها کردند. با پیدایش اولین تمدنها (که اخیرا یافته های دانشمندان مبدا تمدن را سرزمین ما نشان میدهد)نیاز به دفاع از کیان تمدن ها واموال و جان ومردم باعث بوجودآمدن مرام ها ووابستگی هایی شد که سازمانهای نظامی را ایجاد کرد و کم کم مردمانی وظایف نظامی پیدا کردند وآموزشهای نظامی دیدند.آنچه مسلم است این که بدون وطن پرستی ووحدت گرایی این افراد پیروزی و انسجام این گروههای نظامی ممتنع خواهد بود.لذا این تمدن ها که نقاط مشترک زیادی باهم داشتندکم کم به یکدیگر گرایش پیدا کردند وتحت لوای رهبری خردمند(کورش کبیر)دست اتحاد داده و سرزمینی رابنیان نهادند وتمدنی به پا کردند که نام و سابقه ی آن جهان را خیره کرده است.این تمدن بزرگ که از نظر نظامی یکی از قدرتمندترین وچابکترین ارتشهای دنیا را دارا بوده، بدون شک از نظر فنون رزمی وتاکتیکهای انفرادی وجمعی کم نظیر بوده است.
پس ازفتح ایران بدست اعراب مسلمان شده ونفوذ وغلبه آنها به سرزمین پاک ما کم کم گروههایی پدید آمدند که بصورت تشکیلاتی عمل میکردند.اعراب افراد چابک وورزیده را که در جنگها از خود شجاعت نشان میدادند عیار میگفتند، این افراد درجنگهای تن به تن مهارت داشتند وقادر بودند از جاهای مرتفع بالا روند.بعدا جوانهای ایرانی باتلفیق این مهارتها با فنون خود(قدمت عیاری در ایران به قبل از ساسانیان باز میگردد) و فرهنگ ایرانی و تکامل آن عیاران ایران را پدید آوردند.همین ها بودند که جلوی بیگانگان در سرزمینمان ایستادند که میتوان از بارزترین اینها یعقوب لیث صفاری را نام برد.مرامی که اینها و تشکیلاتشان را حفظ کرده بودو دشمنانشان را خوار کرده بود همانا پرهیز از دروغ، کمک به فقرا و بیچارگان، پرهیز از ظلم و تن پروری بود.اینان تا پای جان به مرام و مسلک خود وفادار بودندو قدرت این اتحاد تا جایی بود که حتی بعضی شهرها را نیز اینان اداره میکردند(مانند گروههای گنگستری)
بنای کار عیاران بر جوانمردی بود در شهرها شبروی و شبگردی می کردند وگریز از بامی به بامی برای فرار از چنگ شرطه و مامورین دولتی.کارشان تهدید ثروتمندان و متنفذین وحکام بود وکمند انداختن وشمشیرزنی واز برج و باروها بالا رفتن یازیرپلها خفتن و از نقبها گذشتن و بسیاری اوقات تحمل این خطرات و مصائب برای انجام کار مردم بینوا یا دفع ظلم از مظلوم بود.بسیار چست وچالاک بودند. فواصل بین شهرها وده ها رااز راههای صعب العبور-باشتاب و بدون بیم طی میکردندو ماموریت خود را به انجام میرساندند.شعار اعیاران این بود«من مردی ناداشت(فقیر) عیار پیشه ام اگر نانی یابم بخورم- اگر نه میگردم خدمت عیاران وجوانمردان میکنم.کاری اگر میکنم برای نام میکنم- نه از برای نان».داخل شدن درمجامع عیاران شرایط خاصی داشت.
سلاح شبروان
سلاح عیاران عبارت بود از: دشنه(شمشیر کوتاهی برای دفاع ونقب زنی)،سوهان(برای بریدن قفلهاو بندها و ضمنا بریدن غل وزنجیر هنگام اسارت)،انبر وگازانبر،فلاخن(قلابسنگ)که آنرا کمان گروهه نیز میگفتندوگاه در آن گروهه های آهنین قرار میدادند که بسیار کشنده بود،تیرو کمان،نیزه که در انداختن وگرفتن آن استاد بودند، مثلی بود که اگر نیزه ای انداختید و آنرا نیافتید بدانید جوان عیاری آنرا در هوا ربوده است،داروی بیهوشی و از همه مهمتر کمندو قلاب برای بالا رفتن از دیوارها و پریدن از پشت بامی به بامی دیگر و کوچه ای دیگرکه برای شبروی آلت مهمی محسوب میشد.همچنین برای رام کردن چهارپایان(مانند گاو بازان امریکایی)و...
شیوه عیاران
شیوه جنگی عیاران را میتوان شبیه نینجاهای ژاپن دانست(هر چند نینجاهای ژاپنی توانستند در موقعیتی متفاوت به توانایی های خارق العاده ای برسندو نام خود را در جهان جاودان کنند).عیاران را شبرو نیز میگفتند چرا که در شبروی استاد بودند و در بی صدا کشتن مهارت داشتند.همین ها بودندکه در جنگها به قلعه ها نفوذ میکردندوبا بازکردن دروازه ها وکشتن نگهبانان راه را برای پیروزی هموار می ساختند.در فنون آکروبات مهارت داشتند ومیتوان آنها را سلطان بامها دانست وهمچنین آنها را با پارکورکارهای امروز مقایسه کرد حتی متوحرتر چراکه مشغله آنها همین بود. در شمشیر زنی و فنون رزمی نیز مهارت خاصی داشتندو کسی را بسادگی یارای مقابله با آنها را نبود.در لشگرکشیها حیله های آنها بسیار معروف است و موجب پیروزیهای بسیاری شده بود.
پوشش عیاران
لباس عیاران چیزی مانند لباس نینجاها(شینوبیها)ی ژاپن بود.بالاپوش سیاه جبه،شلواری که پاچه هایش را می بستند،بندو زنار چرمی که به کمرمی بستند وشمشیر را بر پشت کمر ثابت می نمودند،سربند وعرقگیر که با آن صورت خویش می پوشاندند.،گاهی نیز از پوشش زره بر روی لباس و خود بر سر می گذاشتند،البته بعضی عیاران برای اثبات رشادت خود برهنه با لنگی در میان وکلاه خودی که فقط چشمها پیدا بودبه میدان میرفتند.در شهر هردسته پارچه های قرمزویا زرد به گردن می انداختند.
بعضی عیاران همانطور که نامشان در تاریخ آمده سوارکاران ماهری بوده اند وبازره کامل به جنگ میرفته اند(البته نه به سنگینی زره ساسانی).آنها تقریبا روی اسب به هر کاری قادر بودند.
القاب جوانمردان
در زمانی که زبان عربی در کشورمان نفوذ کرده بود واعراب القاب عربی بسیار عجیبی به ایرانیانی که تا دو نسل قبلشان اسامی کاملا اصیل داشتند میدادند، عیاران ایران بدنبال اتحاد ایرانیان مانند گذشته بودند وپاسدار زبان فارسی.معمولا عیاران به نام یکدیگر را صدا نمیکردند بلکه القاب جالبی به یکدیگر می دادند که تقریبا فارسی بود مانند«حامد سرناوک» ،«شغال پیل زور» ،«سمک عیار» ،«شهمردعیار» ،«شهمیر عیار» ،«شروین عیار» ،«تیز دندان عیار» ،«ازهر خر» همچنین خود یعقوب را نیز به نام «سندان» می خواندنند.
بعدا تعدادی از اعقاب همین عیاران بودند که به فرقه ی اسماعیلیان نزاری تحت رهبری حسن صباح پیوستندودر قلعه های مرتفع جای گرفتند که بیشتر ایران را تحت استیلای خود داشتند.قدرت آنها درکشتارهای فردی حیرت انگیز بود وبقدری سریع و از جان گذشته بودند که لرزه بر اندام دشمنانشان می انداختند وهمین ها بودند که اروپاییهای صلیبی وبعضی مدافعان را به وحشت انداخته بودندو حتی تا بندر مارسی فرانسه نفوذ کرده بودند به طوریکه کلمه Assassin انگلیسی به معنی کشتار از حشاشین لقبی که اروپاییها به اسماعیلیان داده بودند گرفته شده است.
