جان گرايي و توتم پرستي ( پرستش حيوانات ) و نيا پرستي و پرستش دستگاه جنسي نياز هاي ديني ژاپنيان نخستين را بر مي آورد. آن ها عقيده داشتند ارواح همه جا هستند، در سيارات، گياهان و حشرات مزارع و درختان و حيوانات و مردم همه جا روح و جن مي ديدند. به نظر آنان خدايان بي شمار بر فراز خانه ها و ساكنان آن ها شناور بودند و در شعله و پرتو چراغ ها رقص مي كردند. با سوزاندن استخوان گوزن يا كاسه ي لاك پشت و مطالعه ي خطوطي كه بر آن ها ظاهر مي شد به غيب گويي مي پرداختند تا به سعد و نحس پي برند و زمان مناسب براي سيرو سفر را مي شناختند. از مردگان مي ترسيدند و آن ها را مي پرستيدند؛ معتقد بودند كه در جهان بسيار شقاوت ها از اراده ي مردگان مي زايند. از اين رو براي رام كردن مردگان اشياي گرانبها در قبرها مي نهادند. به طور مثال در قبر مردان شمشير و در قبر زنان آينه مي گذاشتند و هر روز در برابر الواح نياكان دعا مي خواندند. براي جلوگيري از سيل يا زلزله به قرباني كردن انسان دست مي زدند و گاهي كه انسان محترمي در مي گذشت ملازمانش را هم با او خاك مي كردند تا در جهان ديگر به او خدمت كنند.


شينتو قديمي ترين دين ژاپن از نيا پرستي يا پرستش اجداد سرچشمه گرفت. شينتو يا روش خدايان سه حالت داشت: پرستش اجداد خانواده، پرستش نياكان عشيره و پرستش پادشاهان و خدايان قوم.

دين شينتو مشتمل بر اعتقادات و مراسم پيچيده و قوانين اخلاقي و كاهنان مخصوص نبود و با تلقين اصل خلود و وعده ي بهشت دل ها را ارامش نمي داد، فقط مردم را مجبور مكي گردانيد كه هر از گاه  به زيارت اماكن متبرك روند و با زهد و تقوا به گذشته و نياكان و پادشاه حرمت گذارند. آئين بودا 500 سال پس از ورود به چين در سال 522 به جزاير ژاپن راه يافت. در ژاپن باستان حكومت امپراتوري يا پادشاهي رواج داشت. پادشاه را تنچي يا فرزند خدا مي خواندند و به طور معمول تِن نو يعني پادشاه آسمان مي ناميدند. دستگاه قانوني يا دادگاه هاي ژاپن كه بر محور انتقامگيري خصوصي مي گرديد از عرف قديم مردم ژاپن و قوانين قرن هفتم چين سرچشمه مي گرفت. براي اثبات گناه يا بي گناهي متهم، مراسم ور يا اوردالي را اجرا مي كردند يعني متهم را مورد آزمايش هاي سخت و حتي شكنجه قرار مي دادند. مجازات اعدام انواع مختلف داشت: خفه كردن، سربريدن، دارزدن، چارشقه كردن، سوزاندن و در روغن جوشانيدن.


يكي از آداب مردم ژاپن باستان در موقع غذا خوردن اين بود كه برخاستن صدا از دهان زنان را در موقع صرف غذا ناپسند مي دانستند، اما از مردان انتظار داشتند كه با يك آروغ بلند از پذيرايي ميزبان تشكر كنند.

هيچ قومي هيچ گاه مانند ژاپنيان عاشق طبيعت نبوده اند. ژاپنيان عاشق طبيعت، باغ، گل و سبزه بودند و تمام خانه ها مزين به گل و گلدان و اشعار زيبا بودند. در ژاپن نظام پدر شاهي بر كشور و خانواده مسلط بود. در خانه پدر اختيار فوق العاده داشت و مي توانست فرزندان را به گناه بي عفتي يا جرم بزرگ ديگر بكشد يا كودكان را به برده داران بفروشد. در ژاپن باستان عفت مطلوب بود و برخي از دوشيزگان طبقات بالا هر گاه بكارت خود را در خطر مي ديدند خودكشي مي كردند. در مورد دعا و توبه كردن عقيده داشتند مؤمن اگر در زمستان مدت يك ربع ساعت در زير آبشاري مي ايستاد و دعا مي خواند پاك و مطهر مي شدو فرقه ي ذن براي تحقق شخصيت انسان، آرام آرام به ذن بعني مراقبه مي پرداخت و فرقه ي نيلوفر كه طبعي آتشين داشت، نجات را در آموختن قانون نيلوفر مي ديد.

در قرن 18، آيين بودايي قدرت خود را از دست داد و شوگون ها به آيين كنفوسيوس گرائيدند. تمدن ژاپن باستان هم مانند بسياري تمدن هاي ديگر، با دين آغاز شد و به فلسفه انجاميد. ژاپنيان خط نويسي و آموزش و پرورش خود را از چينيان ياد گرفتند. در اين هنگام كشيشان يسوعي كه در ژاپن به تبليغ دين عيسي مشغول بودند مي گفتند شيطان به قصد جلوگيري ژاپنيان از خواندن انجيل، خط ژاپني را اختراع كرده است. ژاپنيان باستان در شعر، ادبيات و نقاشي چيره دست بودند. در ژاپن باستان شمشير سامورايي به جاي قانون بر مردم حكومت مي كرد. زندگي با سختي مي گذشت و تفكر كاري خطرناك بود و قانون همانا اراده ي امير يا سلطان. از سال 1881 در جريان تحولات سياسي قوانين عمومي كشور دگرگون شد و رفته رفته كار به جايي رسيد كه ژاپن در قرن بيستم يكي از متمدن ترين دولت ها شد. از قرن 19 در ژاپن انقلاب صنعتي پديد آمد و كارخانه هاي فراواني ساخته شدند و مردم با جديت و پشتكار رو به سوي علم و دانش آوردند و مردانه كشور خود را دگرگون كردند. ژاپن قرن 21 با ژاپن باستان بسيار فرق دارد؛ شخصيت ژاپني قرن 21 مركب است از نشاط و نخوت فرانسوي، شهامت و احتياط انگليسي، گرمي وهنردوستي ايتاليايي، پشتكار و كاسب كاري آمريكايي و حساسيت و زيركي يهودي. ما ايرانيان هم بايد تاريخ ژاپن را بخوانيم و ببينيم چه عواملي باعث موفقيت و مطرح شدن ژاپن در جهان شد.